English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


دلم سخت ابریست / بلوچ
[شعر] دل بلوچ عزیز کمی تا قسمتی ابری ست ، بد نیست شعر این ایام و احوال بلوچ را بخوانیم .

دوست خوبم جناب فرامرز پورنوروز که مسئول صفحه شعر نشریه فرهنگ هست با آن نگاه سخت گیرانه‏اش این چند دلتنگی مرا یکی دوهفته قبل برای نشر در صفحه خودش انتخاب کرد. فکر کردم حالا که دلم سخت ابریست بد نباشد آنها را اینجا هم بگذارم:


********************


دارم دنبال کسی می‏گردم که مرا بشناسد
من
در خاطره‏ای
گم شده‏ام.


********************

مرهم خواب رفته
بر زانوی جدال‏های تلخ
دور و برم
حسرت.


********************

ساحل، گسترده در خیالم
دریا، مرده در چشمانم
من در حسرت شنا
شانه به شانه‏ی موج درد می‏روم.


*******************
نفسم را
به تابش ماه گره زده‏ام
شب امّا
ابری ست.


*******************


خیابان‏های زیادی در من به بُن بست رسیده‏اند
وسوسه‏ها دیگر در من نمی‏پلکند
ای نگاه تو جاده
دستانت را به من بده.


*******************

در جانم زلزله‏ی بیقراری آمده
قلبم درد را می‏تپد
چرا اینقدر دیر فردا می‏شود!


********************

لذّت
تابلویی بود
که من از صورتِ زیبای تو خریدم
حالا معتادِ
نازِ
نازنینم.
صدای پای حادثه می‏آید
در آرامش کدام بودن
پنهان شوم؟


********************


گریه می‏رقصد در چشمانم
یک خیابان مانده
تا انتها
اینجا دست من
آنجا دامانِ تو.



********************


از غمباران زندگی
به تو می‏گریزم
نگاهت باران
خنده‏ات
جوانه‏ی امید.


*******************

زندگی
تکرار مُردنها نیست
حوصله‏ات را پیدا کن
ترانه‏های زیادی برایت خواهم خواند
من از نُک انگشتان تو خواهم چکید.

اضافه شده توسط فرهاد حیرانی | ۱:۰۹ ۸۸/۱/۹


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر