English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


یکی به همسر الهام بگوید؛ کدام دانشجو؟ کدام کشور؟ /مسیح علی نژاد
[سیاسی] راست می گوید این فاطمه رجبی. دانشجویان می خواهند بدانند میرحسین موسوی کسیت و در تمام این سالها کجا بوده است. دروغ نمی‌گوید همسر غلامحسین الهام و از قضا بر خال زده است زنی که تاکنون دهان به سوی هر که گشوده جز بویی بر آمده از الفاظ آلوده پدید نیامده است. بیراه نمی‌گوید کسی که جز احمدی نژاد و الهام، باقی همه در منظر او برانداز و مفسد و خائن و دزد و دروغ‌گویان عرصه سیاست‌اند؛

راست می گوید این فاطمه رجبی. دانشجویان می خواهند بدانند میرحسین موسوی کسیت و در تمام این سالها کجا بوده است. دروغ نمی‌گوید همسر غلامحسین الهام و از قضا بر خال زده است زنی که تاکنون دهان به سوی هر که گشوده جز بویی بر آمده از الفاظ آلوده پدید نیامده است. بیراه نمی‌گوید کسی که جز احمدی نژاد و الهام، باقی همه در منظر او برانداز و مفسد و خائن و دزد و دروغ‌گویان عرصه سیاست‌اند؛ همه می‌خواهند بدانند موسوی کسیت و سوابق او چیست اما سوال اینجاست کدام یک از هم نسل های من سوال‌های ناب خود را از زنی می‌پرسد که خودش هم معلوم نیست کیست و سوابقش چیست و اگر نبود الهام و رییس کابینه‌اش ،حتی فحش‌نامه هایش هم دیگر خریداری نداشت.
نوشته است: ” دانشجو ها از سراسر کشور می‌پرسند موسوی کیست و سوابق‌اش چیست ” و او بر آن شده که به این پرسش‌ها پاسخ دهد. یکی به همسر الهام بگوید؛ کدام دانشجو؟ کدام کشور؟ همان دانشجویی که زبان اگر برای طرح پرسش‌های اصلی‌اش باز کند اوین و محرومیت از تحصیل، کمترین پاسخ دولت مورد حمایت او به آن دانشجو خواهد بود ؟ همان کشوری که نیمی از نخبگان‌اش به جرم پرسش‌گری در خانه غریب افتاده‌اند ؟ یا کشوری که گرسنه‌گانش خیره به دهان‌های گشاد دولت متبوع مانده اند و می گویند نفت پیشکش ، نان بر سفره بگذارید؟
به نظر می رسد سرکار خانم رجبی را چنان احساس مسولیتی برای پاسخگویی به پرسش‌های دانشجویان سراسر کشور فرا گرفته است که انگار یادش رفته است همسر الهام بودن کافی نیست تا چنین الهاماتی به ایشان شود که اگر پاسخ دانشجویان را ندهد، دانشجو در یافتن پاسخ به پرسش‌های خود باز می ماند. من هم نماینده هیچ دانشجویی نیستم اما به اندازه خودم پرسشی داشتم مشابه همین پرسشی که ایشان زحمت پاسخگویی اش را کشیدند حالا شاید بد نباشد به سهم خودم به ایشان بگویم: دانشجویان سراسر کشور سوال را از اساتید علم و ادب دارند نه از آنان که با مجیز گویی و معجزه هزاره سوم خواندن رییس دولت، صندلی استادی برایشان پیش کشیده شد. استادانی که این روزهای دانشجویان سراسر کشور برای پرسش از آنها صف می‌کشند همان ها هستند که به همت هم‌اندیشان سرکار خانم رجبی از دانشگاه رانده شده‌ اند.
به گمانم رجز‌خوانی‌های او که میرحسین موسوی را برانداز و فاسد و چه و چه خوانده جای تحلیل ندارد اما باید از او که بار دیگر چادر به کمر بست و با همان ادبیات آشنا همه را مفسد و تنها حلقه سه نفره خودشان را ناجی ملت ایران می‌داند سوال کرد؛ با کدام رو می‌شود تکیه بر جای جمعی از استادان ممتاز و صاحب نام کشور که با حکم بازنشستگی یا حکم انتظار خدمت خانه نشین شده اند زد و خود را استاد نامید و سپس فحش‌نامه خود را نیز، پاسخنامه‌ای به دانشجو خواند؟
دانشجو اگر تنها کمی از این عصبانیت سرکار خانم را در ادبیات و شیوه نگارش خود برای بزرگان به کار گیرد و دو سه خطی در وبلاگ و وب سایت شخصی‌اش منتشر کند، زندان و تحقیر و افسردگی و این اواخر مرگ پاسخش خواهد بود حال که حاشیه برای فحاشی ایشان امن است پس همان به که دست از سر این دانشجو بردارد و فحشی اگر گوشه گلویش گیر گرده مثل همیشه و با همان اعتماد به نفس همیشگی به میدان آید و خروار خروار نصیب دیگرانش کند اما آن را به حساب دانشجویانی نگذارد که وقتی پاسخ این استاد “خود خوانده” را می‌خوانند درست یاد شعارهای نوشته شده بر دیوار یک جاهایی در محیط دانشگاه و حرف‌های در گوشی می‌افتند . بخوانید :
دیروز به دانشجویی گفتم: وقتی «تابلوی ذوالجناح» و «ضامن آهوی» استاد فرشچیان شیعه را به وجد می‌آورد، موسوی گاه‌به‌گاه «گالری نقاشی‌های غربی خود را می‌گشاید» تا ایرانی را در مسیر سر سپردگی هر چه بیشتر غرب راهنما شود…..
موسوی یک «رفاه‌طلب عافیت‌جوی» بوده است که از آنجا که هرگز با این ملت در طول ۲۰ سال همراهی نداشته، دانشجویان او را نمی‌شناسند…..
همین دیروز یک نفر از نزدیکان و همراهان موسوی برایم پیغام داد که برای مردم بنویسم: من شاهدم ۲۰ سال است موسوی در نمازجمعه شرکت نکرده است. صحت و سقم مسأله با گوینده است….
روزی با ماشین، مسافتی را از پشت یک دیوار در منطقه پاستور طی کردم، به من گفته شد «این مسافت دیوار خانه مسکونی موسوی» است…
شاید بد نباشد کسی حوصله کند به استاد بگوید؛ تمام شده آن فصلی که دانشجو با این گفتم و گفتی ها و پیغام و پسغام ها و اخبارهایی که از در و دیوار و نماز و روزه و طهارت میرحسین به گوش سرکار می رسد، دنبال پاسخ باشد. دانشجو را اگر “رها” کنند از خود میرحسین می پرسد و نیازی به واسطه استادهای “خانواده سالار “ ندارد.

اضافه شده توسط م. آرش | ۰:۵۴ ۸۸/۱/۱۶


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر