English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


لطفا رای ندهید
[فرهنگ و هنر] جمهور- یادداشت «لطفاً رای ندهيد» که در ضمیمه ی روزانه روزنامه اعتماد امروز یکشنبه 3 خرداد چاپ شده در اینجا بخوانید.

مهدي محسني me.mohseni@gmail.com

چرا بايد راي داد؟ چرا نبايد بي توجه به هر چه اتفاق مي افتد از روبه روي پوستر ها و تابلوهاي تبليغات انتخابات گذشت؟ چرا بايد وقت ارزشمند خود را در جلسه سخنراني کانديداهاي رياست جمهوري و هواداران احساساتي شان تلف کرد؟ براي چه حاصل ارزشمندي؟ براي چه اتفاق منحصر به فردي؟

مگر نه ميرحسين موسوي همان احمدي نژاد چپ هاست؟ مگر مهدي کروبي چه تفاوتي با محسن رضايي دارد؟ اصلاً تفاوت هشت ساله خاتمي با چهار سال احمدي نژاد چه بود؟ اصلاً اين همه سال که بي تفاوت از روبه روي صندوق هاي راي گذشتيم چه اتفاق ناگواري افتاد؟ همان جايي هستيم که بوديم؛ حالا کمي بهتر شده باشد يا بدتر چه تفاوتي دارد؟

حالا بگذار تئوريسين هاي اصلاح طلب و ميانه رو هاي اصولگرا شرايط را حاد و بحراني بنامند. اگر اينها تئوري هايشان حاصلي داشت که شرايط ما به اين صورت نبود. الان ايران، سوئيس شده بود.

اصلاً به مسعود بهنود لندن نشين چه ربطي دارد که مي گويد بايد تهراني ها اين بار در انتخابات شرکت کنند و به يکي از کانديداهاي اصلاح طلبان راي بدهند؟ ما راي نمي دهيم، لطفاً شما هم راي ندهيد. ما بهتر از هر کس ديگري مي دانيم. ما 30 سال است راي نداديم و ته ديگ مشروعيت نظام را درآورديم. الان هم داريم حلواي نظام را مي پزيم،

حالا اگر 60 درصد از مردم هم شرکت کنند چه اهميتي دارد؟ مهم اين است که ما شرکت نکرديم. مهم اين است که به نمايندگي از 90 درصد مردم ايران انتخابات را تحريم کرديم. اصلاً باور کنيد اين چهار سال يک روزش به اندازه کل هشت ساله اصلاح طلبان ارزش داشت. چقدر از وضعيت وخيم اقتصادي نارضايتي خود را به جهان اعلام کرديم. به ياد بياوريد که خاتمي با آن سياست گفت وگوي تمدن هايش چطور بهانه ها را از ما گرفته بود،

يادتان مي آيد ثبات اقتصادي، صندوق چند 10 ميلياردي ذخيره ارزي و کاهش تورم و ثبات قيمت ها را؟ چه روزهاي بدي بود. از همه اينها بدتر دولتي داشتيم که براي اولين بار وزرايش را در خيابان کتک مي زدند و آب از آب تکان نمي خورد. مشاور رئيس جمهورش را با گلوله مي زدند و صداي کسي درنمي آمد و وزير ديگر از وزارت به اوين راهي شد و هيچ کس آخ نگفت، يادتان مي آيد چه روزهاي بدي بود، بياييد فريب نخوريم، به اين آمارهاي اقتصادي توجه نکنيد، چه اهميتي دارد تورم از 13 درصد به 32 درصد رسيده است، چه اهميتي دارد بيکاري چهار درصد رشد يافته و ده ها و صدها کارخانه و بنگاه اقتصادي ورشکسته شده اند، چه اهميتي دارد فعالان سياسي، اجتماعي و دانشجويي تحت فشار قرار دارند، چه اهميتي دارد سينما، تئاتر، موسيقي و کتاب زير تيغ سانسور دولتي است؟ باور کنيد وزير ارشاد اهل تساهل و تسامح از سم هم بدتر است،

بياييد 22 خرداد در خانه بنشينيم. نه،اصلاً بي تفاوت از روبه روي مراکز اخذ راي بگذريم و اجازه بدهيم چهار سال ديگر اين شرايط رويايي تکرار شود. روزهاي خوب و خوش سختي، روزهاي نفت 140دلاري و گوجه 3هزار توماني، روزهاي درآمد 300 ميليارد دلاري و اخراج گروهي کارگران و تعطيلي کارخانه ها، چه اهميتي دارد براي ما که از هر دولتي آزاديم. براي ما که فقط بلديم غر بزنيم.

اضافه شده توسط عمو اروند | ۲۳:۰۶ ۸۸/۳/۳


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر