English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


نقش طبقات اجتماعی در فرایند گذار به دموکراسی
[اخبار و مقالات رسیده به بلاگ‌نیوز] نویسنده: هرمز ممیزی
۱- طبقه حاکم
دموکراسی اساسا تحولی از بالا و ناشی از تنش بین نخبگان حاکم و منازعه و کشمکش میان آنها است که نهایتا به آزادی می انجامد . مطالعه تاریخ دموکراسی در اروپاکه برقراری نوعی تعادل میان قدرت سلاطین از سوئی و اشراف زمیندار مقدمات ظهور دموکراسی را فراهم آورد ولی در کشورهائی نظیر ایران که فاقد طبقه فئودال است و بقولی هرگز فئودال نداشته و تیولداران حکومتی در واقع مستاجرین سلاطین بوده اند ، این طبقه مستقل ونیرومند بورژواهای شهری است که قدرت ایستادگی در برابر استبداد را دارد.

۲- طبقه متوسط

بورژوازی،طبقه متوسط را گویندکه نه ارباب بوده و نه رعیت، تا بحال انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب مشروطه ایران، اعلامیه جهانی حقوق بشر،بنیانگذاری دانشگاههای جدید ، مدرنیته (تمدن جدید) و پست مدرنیزم (فرانوین) را میتوان از جمله مهمترین دستاوردهای همین طبقه دانست.

طی سی سال اخیر طبقه متوسط ایران برغم دستاوردهای علمی،ورزشی و هنری چشمگیر و رشد نسبی قبل از انقلاب همواره از سهمیه منتج به عدالت سیاسی محروم مانده و در حال حاضر به یمن نظارت استصوابی و مهره چینی شورای نگهبان حتی یک نماینده که حقیقتا مدافع حقوق طبقه متوسط شناخته شده باشد در مجلس وجود ندارد .زنان ،اساتید دانشگاه،دانشجویان ،فرهنگیان ، هنرمندان و دراویش بارها و بی جهت به زندان افتاده اند.

اما در سایر کشورها تا بحال طبقه متوسط به همه امتیازهای ناشی از تبار پایان داده و بر فرد ، حقوق فرد، و دستاوردهای فرد بعنوان معیاری برای سنجش ارج و اهمیت اجتماعی انسان تکیه کرده است. رومن رولان در مقدمه رمان جان شیفته ،انسان بورژوا را ، آقای خودش توصیف میکند و مینویسد " با شکوه ترین طبقه ایکه در جهان تا کنون بوجود آمده و آزاد و سربلندو بدون اینکه کسی را استثمار کند و یا استثمار شود در شهرها پا گرفته و هنر و فرهنگ را اشاعه داده ، در کارگاههای کوچک فناوری کرده ، در شوراهای شهرامور شهر را اداره کرده و الگوی انسان آزاد دوران تمدن طلائی یونان راتداعی میکند . "

۳- طبقه کارگران، کشاروزان و تهیدستان

بدون کمک متقابل بورژواها این طبقه هرگزنمیتوانند به دموکراسی دست یابند زیرا

نقش بورژوازی در تکوین و تداوم دموکراسی همواره تعیین کننده بوده و بطور کلی دموکراسی محصول تنشهای درونی رژیم سرمایه داریست و در نتیجه مبین محدودیتهائی است که اقشار و طبقات تحت سلطه در برابر سرمایه ایجاد میکنند . کارگران، کشاورزان وتهیدستان تا بحال در هیچ کشوری به اندازه کافی نیرومند نبوده اندکه بدون نیاز به بورژوازی به دموکراسی دست یابند. جنبش های کارگری نیز همواره خود جزئی از نظام سرمایه داری بوده و اگر چه جنبش های دموکراسی هنرنمائی بورژوازی است اما طبقه کارگر همواره با مبارزات خود این جنبش را تکمیل کرده و یاری رسانده است

اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۴:۵۹ ۸۸/۳/۳۱


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر