English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


اعتراف دیر هنگام لاریجانی
[واکنش‌ علیه اعمال خشونت ] مسیح علی نژاد - مطلب امروزم در اعتماد ملی و اشاره کمرنگی به ندا. این همه سهم او شد در روزنامه . شرمنده ایم. دنیا ندا را خبر یک کرده است در شهر ما اما انگار ندایی نمرده است. خیالتان راحت ندا نغمه نیست که نشنیده بماند نعره ایست که گوش دیکتاتورهای زمان را کر می کند. چون ادعایی نداشت و ساده مرد. «پس از آنکه تنها آخرین نگاه معصومانه او که جان داده است در خاطر خیل عظیمي از ملت ماند آنگاه این همه گفتار ناب برای پذیرش منطقی چنین بدیهی دیگر به کار نیاید.» همین یک خط سهم ندا بود که برایش یک فصل گریستم تا راهی را پیدا کنم که جایی گوشه و کنار مطلبم بچپانمش. چقدر احساس حقارت می کنم.

علی لاریجانی پس از آنکه صدای اعتراضه ای بخشهایی از جامعه ایران به انتخابات بپاخاست در کسوت رئيس مجلس روی صندلی اش کمي جابهجا شد و اعلام کرد که ميشود به معترضان انتخابات اجازه طرح دیدگاهایشان را داد. لاریجانی حتی یک گام فراتر چشمهایی هم به سوی هم اندیشان خویش و نحوه حضورشان در انتخابات گشود و این بار کمي بیشتر روی صندلی اش جابه جا شد تا بگوید کاش یکی از اعضای شورای نگهبان از کاندیدای خاصی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری دفاع نميکرد. زیباست هر دو گفتار او اما مبادا رسد لحظه ای که نوشدارو روی دست رستم بماند و سهراب «جان مقابل چشمان و روی دستان پدر تقدیم کند» و پس از آنکه تنها آخرین نگاه معصومانه او که جان داده است در خاطر خیل عظیمي از ملت ماند آنگاه این همه گفتار ناب برای پذیرش منطقی چنین بدیهی دیگر به کار نیاید.
وقتی شیخ مهدی کروبی مکرر به شورای نگهبان نامه مينوشت و متذکر ميشد که دخالتهای شورای نگهبان و بخشهایی از نظامیان، اعتماد از جامعه مي رباید و خدشه بر یقین مردم ایجاد ميکند در همین مجلس تحت نظارت آقای لاریجانی بود که نمایندگان اجازه برای گشودن تریبون ميیافتند تا در دفاع از این شورا و جایگاه نظامیان، زخم بر پیکره منتقدان بگشایند و به شیخ و باقی شبهه های ایجاد شده در روند برگزاری انتخابات چنان بتازند که انگار بیگانه ای به آنها تذکر داده است و نه کسی که خود سالها بر این مجلس ریاست کرده بود و خوب ميدانست که اگر امروز نامه های او شنیده نشود فردا ناله های مردميبرخاسته ميشود. شاید باید سیاست را زمین سختی فرض کرد که بازیگرانش نیز باید ابتدا سخت بدوند تا همانند بازیگران سایر زمینهای بازی ، گرم و مهیا شوند و پختگی و کارکشتگی لازم را بیابند برای ماندن و ادامه راه. به نظر ميرسد لاریجانی همچنانکه در عرصه سیاست خارجی نشان داد از این قاعده بازی خارج نیست. یعنی او که پیش از ورود به مجلس قانونگذاری دور از زمین بازی سیاست خارجی با ادبیات معروف خود از واژگانی چون «آب نبات و کشک و در و مروارید » بهره مي جست تا سنگی اگرچه خرد مقابل پای سایر بازیگران عرصه سیاست خارجی بیندازد، بعدها که خود دبیر شورای عالی امنیت ملی شد، دریافت که در عرصه عمل، ماجرا به گونه ای که او مي پنداشته نیست و گاهی باید ملاحظاتی را در نظر گرفت حتی اگر در قاموس منتقدان این ملاحظات، سیاست «کشک» و «هویج» تعبیر شود. او دریافته بود که هرچه مسوولیت سنگینتر مي شود، مدارا باید بیشتر سرمشق کار شود و تدبیر و خرد بیش از هشدار و شاخ و شانه کشیدن به کار آید. اما ظاهرا کمي دیر شده بود، دوستان و همفکران خود او درست با همان ادبیات آشنای خود او به او ميتاختند. لاریجانی عطای دبیری شورای عالی امنیت ملی را به لقایش بخشید و استعفا داد اما همچنان در خاطر اصحاب رسانه مانده است که لاریجانی آنگاه که بر صندلی بزرگتری نشست با لاریجانی صداوسیما تفاوت بیشتری یافته بود تا آنجا که بخشهایی از اصلاح طلبان نیز از روش منطق مند او در حوزه سیاست خارجی استقبال و حمایت ميکردند. و اما این روزها ماجرا چیست . بار دیگر لاریجانی گردش و چرخشی کرده است در گفتار اخیر خود. بار دیگر او حساب خود از همفکران همواره خود جدا ساخته و اعتراف کرده است که بی صبری و ناشکیبایی بخشه ایی از جامعه در برابر انتخابات اخیر بی ربط با سیاستهای اصولگرایان در قدرت نبوده است.(صداوسیما و شورای نگهبان) حالا باز هم لاریجانی مانده است و یک اعتراف دیر هنگام و «ایکاش»هایی که اگر به ابزار قانونی متصل نشود، دیگر بار دردی را درمان نخواهد کرد جز آنکه باز هم در خاطرمان بماند که یک سیاستمدار دارد در زمین بازی خودش را گرم مي کند تا پخته و کار کشته شود.

اضافه شده توسط بیلی و من | ۱۴:۱۴ ۸۸/۴/۱


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر