| فروپاشی اعتمادِ عمومی و راه بی برگشت | ||
| [وبلاگهای کلاسیک ایرانی] ملکوت -گمان میکنم امروز ترس و وحشت بر نظام سیاسی کشور مستولی شده است و برای پنهان کردن اين ترس، دست به خشونت میزند و تلاش میکند حایلی میان خود و جهان بکشد تا کسی از آنچه میگذرد با خبر نشود. اگر این ترس و وحشت وجود ندارد و امنیت بر قرار است، همین فردا درهای کشور را به روی همهی رسانههای جهانی باز کنند تا همه بتوانند از ميزان حمایت مردمی گسترده از آقای احمدینژاد گزارش دهند. اطمینان و اعتماد به نفس باعث آرامش میشود؛ وحشت و ترس است که مسبب حرکات خشن، عصبی و خلاف قاعده میشود. این وحشت را میتوان در چشمان نظامی تماشا کرد که از بخش مهمی از مردم خودش هراس دارد؛ حتی مردمی که تا دیروز در صف حامیان استوار خودش بودند. آيا نظام هنوز قابلیت و ظرفیتِ خود-اصلاحگری دارد؟ آيا نخبگان قدرتمندِ سیاسی کشور هنوز راهی برای جبرانِ این همه اشتباه عمیق استراتژيک دارند؟ آيا استکبار جهانی است که اخلال میکند يا استکبار وطنی که قلمها را میشکند، روزنامهها را میدَرد و زبانها را میبُرد؟ طنز از این مضحکتر نیست که خودِ شورای نگهبان به زبان حال و با شواهدی که خودش بررسی کرده است حکم به وقوع گستردهی تقلب داده است (وقتی بشود دو سه میلیون رأی جا به جا شود، بدون شک ۱۱ میلیون و بيشتر را هم میشود جا به جا کرد). و شگفت آن است که هنوز هم دست و دامنِ خود را پاک میداند. اگر کمی از دور به ماجرا نگاه کنيم، شاید آسانتر بشود دربارهی این وضع حیرتآور داوری کرد. قطعات مختلف این پازل را کنار هم بچينیم و ببينيم چه چیزی حاصل میشود. پيش از انتخابات، رييس جمهور وقت به دفعات و کرات مرتکب نقض صریح قانون کشور میشود و آشکارا همهی موازين اخلاقی مسلمانی را پيش چشم ميلیونها ايرانی زیر پا میگذارد (و البته هیچ قاضی يا دادگاه مستقلی جسارت نکرد گریبان او را بگیرد). انتخابات برگزار شد و قبل از پایان ساعات رأیگیری در بسیاری از شعبهها، مرجع انتخاباتی کشور، به طور پيشرس نتيجهها را اعلام کرد (این اتفاق البته دورهی قبل هم رخ داد ولی نه با اين شدت و با اين ارقام حیرتانگیز که درصدش از ابتدا تا انتها یکسان ماند). هنوز رأیدهندگان از بهت بیرون نیامده بودند که بالاترین مقامِ سیاسی کشور، به آقای احمدینژاد تبریک گفت و تلويحاً این علامت را داد که کسی اعتراضی نکند. هفتهی بعد از انتخابات شاهد بیسابقهترين رخدادهای تاریخ جمهوری اسلامی بودیم. قطع پیامکها، به زانو در آمدن همهی مجاری خبری غیر وابسته به دولت، مسدود شدن وبسايتها، اختلال در ارتباطهای اینترنتی، دستگیری گسترده و بدون توضیح و توجيه همهی فعالان سياسی به جز کسانی که از آقای احمدینژاد حمایت کرده بودند، امنیتی و نظامی شدن فضای عمومی کشور و دهها اتفاق ریز و درشت دیگر همه به زبان حال داستان اتفاقی را بازگو میکند که تنها برای نفهميدناش باید نابینا و ناشنوا بود. من نام این را میگذارم اضعف مواضع قدرت. چرا اضعفِ مواضع؟ به خاطر اینکه کسی که دست و دامناش پاک باشد، نيازی به این همه رفتارهای خارق عادت ندارد. نیاز به این همه قانونشکنی و اعلام وضعیت فوقالعاده و اضطراری ندارد. نیاز به قطع کردن ارتباط تمام ملتاش با تمامِ جهان ندارد. حاکمیت سیاسی ایران با پافشاری بر این وضعیت هیچ کمکی به ایجاد اعتماد به خود نمیکند. حتی اگر تمام ادعاهای دولت مبنی بر سلامت انتخابات درست باشد (که شواهد به شدت خلاف آن را نشان میدهد)، وضعِ موجود تنها باعث سوء ظن بیشتر میشود. گمان میکنم در وضعیتی که جهان به جایی رسیده بود که نظام جمهوری اسلامی را نظامی بالنسبه با ثبات توصیف میکرد و گزینهی تغيير رژیم به طور کامل ازدستور کارِ آمریکا داشت خارج میشود، این عقبگرد و اين رفتارهای عصبی و خشنی که از سوی حکومت سر میزند، تنها يک نکته را نشان میدهد: حاکميت دیگر حتی به خودش هم اعتماد ندارد! حاکمیت سياسی عمیقاً از شکافی که ميانِ خودش و ملت (حداقل بخشی از ملت) به وجود آمده است آگاه شده است و حاضر نیست پيامدهای آن را بپذیرد یا اقدامی برای اصلاح آن بکند. در نتیجه، تنها راه باقی مانده این است که خودش را به ندیدن و نشنيدن بزند و وانمود کند همه چيز خوب است و رو به راه! برای این تظاهر، ناگزیر باید همهی معترضان را اغتشاشگر و اخلالگر قلمداد کند و پرده به روی خونریزی و قانونشکنی صریح نیروی نظامی، امنیتی و لباسشخصیها بیندازد و جوری رفتار کند که انگار تخریب اموال عمومی کار معترضان است (هم عکس و هم فیلم از تخریب اموال عمومی به دست نیروهای پلیس ضد شورش وجود دارد). اشتباه نکنیم. در هر وضعیت آشوبزده و بحرانی در هر جای دنیا، اصلاً بعید نیست که اغتشاش رخ بدهد. اما پارانویا داشتن و مخالفان و معترضان را یکدست به اغتشاشگری متهم کردن و برنامهریزی گسترده برای به صلابه کشیدن آنها، افترا زدن و تحريف مواضعشان و پرتاب کردن توپ به ميدانِ آنها، نشان از نگاه و حرکتِ دیگری دارد. عیب جستن از طرف مقابل، یک بار و دو بار میشود. پاسخ عیب را با عیبجویی نمیشود داد. وقتی میگویند شما قانونشکنی کردهايد نگويید شما هم قانون شکستهاید، توضیح بدهید که خودتان قانونی را نشکستهاید! این ماجرا اکنون تبديل به چیزی شده است بیش از یک تخلف انتخاباتی. فراموش نکنیم که ۱) هر رأیدهندهی ایرانی «حق» دارد که آقای احمدینژاد را نخواهد - به عبارت دیگر، با رأی ندادن به او و نخواستن او مرتکب هیچ کار خلاف قانونی نشده است؛ ۲) هر ایرانی طبق قانون حق دارد در هر تجمعی که خواست شرکت کند (به شرطی که سلاح حمل نکند و مخل مبانی اسلام نباشد) – اصل ۲۷ قانون اساسی؛ ۳) هیچ دولتی حق وضع حکومت نظامی ندارد، مگر با تصویب قبلی مجلس آن هم با کلی قید و شرط و ملاحظه (اصل ۷۹ قانون اساسی)؛ ۴) حاکمیت سياسی اجازهی مسدود کردن مجاری اطلاعرسانی کشور را (بنا به قانون) ندارد (اصل ۲۵ قانون اساسی)؛ ۵) بنا به قانون کشور، شورای نگهبان میتواند حتی انتخابات را ابطال کند. در نتیجه، ابطال انتخابات به معنای فروپاشی نظام نیست و امری است که قانونگذار به طور طبیعی آن را پیشبینی کرده است و هیچ اتفاق خرق عادت يا منافی قانون یا مخالف شرعی نيست؛ ۶) همهی اينها را که کنار بگذاريم، هنوز آقای احمدینژاد پاسخ دروغهایاش را نداده است و همچنان به استراتژی فرار به جلو ادامه میدهد. یک روز ملت معترض را آشکارا خس و خاشاک میخواند و روز بعد پس از اعتراض شديد اللحن مردم از جمله محمدرضا شجریان، شروع به توجيه بیتربیتی و زبانِ لمپنیاش میکند. آقای احمدینژاد چیزی به اسم عذرخواهی نمیشناسد چون همهی کارهایاش درست است و همیشه بداخلاقیها، وقاحتها، بیتقواییها، پردهدریها و قانونشکنیهایاش مهر تأييد خورده است. زورآزمایی با ملت خوب است و اعتراض به قانونشکنی صریح دولت اسماش قانونشکنی است؟ کی قرار است دست از فرافکنی برداريد؟ من فکر میکنم یکی از قربانیهای بزرگ این بازی مضحک، قانون کشور است. این قانون را یا دارند از نو مینویسند و یا آن را تبدیل به جسد بیخاصیت و بیمصرفی خواهند کرد که فقط به درد امر و نهی فرمایشی خواهد خورد. آرامآرام، امر به معروف و نهی از منکر تبديل به چیزی شده است که فقط زمینهساز ضرب و شتم، سب و لعن و تعرض حکومت به شهروندان است و نه مستمسک اخلاقی و دینی معتبری برای نظارت شهروندان بر حاکمانشان. گمان میکنم امروز ترس و وحشت بر نظام سیاسی کشور مستولی شده است و برای پنهان کردن اين ترس، دست به خشونت میزند و تلاش میکند حایلی میان خود و جهان بکشد تا کسی از آنچه میگذرد با خبر نشود. اگر این ترس و وحشت وجود ندارد و امنیت بر قرار است، همین فردا درهای کشور را به روی همهی رسانههای جهانی باز کنند تا همه بتوانند از ميزان حمایت مردمی گسترده از آقای احمدینژاد گزارش دهند. اطمینان و اعتماد به نفس باعث آرامش میشود؛ وحشت و ترس است که مسبب حرکات خشن، عصبی و خلاف قاعده میشود. این وحشت را میتوان در چشمان نظامی تماشا کرد که از بخش مهمی از مردم خودش هراس دارد؛ حتی مردمی که تا دیروز در صف حامیان استوار خودش بودند. آيا نظام هنوز قابلیت و ظرفیتِ خود-اصلاحگری دارد؟ آيا نخبگان قدرتمندِ سیاسی کشور هنوز راهی برای جبرانِ این همه اشتباه عمیق استراتژيک دارند؟ آيا استکبار جهانی است که اخلال میکند يا استکبار وطنی که قلمها را میشکند، روزنامهها را میدَرد و زبانها را میبُرد؟ |
||
|
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |