English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


گیج می‌رود سرم
[شعر] شیدا محمدی
"سبو... / سبو.../ صبر...
صبر کردم در داغ تو"/گیج می‌رود سرم/ پله پله/یکی دو تا می‌شود

سرم/پله پله/گیج می‌رود/ رنجه می‌شود سرم ، دلم، پایم
پله پله دو تا می‌شوی/ سه تا/ سی تا
سُر می‌خوری روی سَرم/دلم غنجه می‌رود در پاگرد و/ زَهره ندارم که بگویم/

که پله پیچید در خیابان و/خیابان سُر خورد توی سَرم و /سَرم هی گیج رفت از سیم‌های کابل
که می‌پیچید دور اسم تو/ که بی اسم شده بودی در سَرم/در روزنامه/در خبر
گیج می‌خورد سیم‌ها دور سر تو.

آه ! غنجه می‌رود دلم برای اسم تو/یاد تو/ یار دبستانی تو/یار دبستانی من/آه! دلم سیر می‌رود.
سیر که نه-
سرکه می‌زند جوش/ دل دل می‌زند دلم/که نریزد سیر و سرکه در دلم / دلت
که پله پله می‌ریزد در خیابان/ در سر تو/ سیر و سرکه/ جوش می‌زند خیابان
گیج می‌رود سرم از سرسام اینهمه صدا
که صدا/ در صدا/صدا...

شیدا محمدی
۱۸ جولای ۲۰۰۹

اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۰:۱۱ ۸۸/۵/۹


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر