English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


در شکنجهگاه،
[شعر] اخبار روز ـ میرزاآقا عسگری
در شکنجهگاه/ او چنگ در گلوبندِ تو انداخت/مهرهها گسیختند/ و ما برزمین ریختیم/ روی لایهای از خون.

بیآن که در زندان باشم
هرشب، در پیکر شما
به من تجاوز میشود.
بیآن که مرده باشیم،
هزارسال است ما را کُشتهاند.

در زندان بزرگِ باور به ما تجاوز کردند،
با واژههای:
قرآن ، زندان، تعزیر،
دین، بازجو، شهید،
مومن، شلاق، الله،
کربلا، گلوله، تجاوز.
بازجو، مرجع تقلید، امت.
هزار سال است دفنمان کردهاند
در همین واژهها
بیآن که مرده باشیم!


*
اگر این مومنان خونآشام، ایرانیاند،
حاشا که ایرانی باشم.
اگر این شکنجهگران، مردانِ اللهاند،
بیخردم اگر کافر نباشم.
اگر این خونآشامان، ناایرانیاند،
ناایرانیام اگر ایرانی نباشم!

اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۷:۱۶ ۸۸/۵/۲۹


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر