English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


استالینیسم اسلامی
[نگاه] کیهان لندن - استتالینیسم اسلامی» که در تفسیر سیاسی کیهان بدان اشاره شده بود، توضیح بیشتری را می‌طلبد. نظام برآمده از انقلاب اکتبر 1917 در روسیه اگرچه مارک «مارکسیسم» داشت اما آن نبود که کارل مارکس در تأملات فلسفی‌اش آرزو می‌کرد. مانند تمامی موارد مشابه، میان جامعۀ آرمانی فیلسوفان و پیام‌آوران نیکبختی با آنچه که حکومتگران به‌نام آنها بنیاد نهاده‌اند، تفاوت بسیار وجود داشت. به‌همین دلیل واژۀ «مارکسیسم ـ لنینیسم» ابداع و رایج شد که واقعی‌تر از «مارکسیسم» بود و نشان می‌داد نظام شوروی سوسیالیستی اگرچه بر پایۀ نظریات مارکس بنا شده اما لنین است که آن را مدیریت و با ممکنات و مقتضیات منطبق می‌کند.

استالین، واژۀ «مارکسیسم ـ لنینیسم» را تغییر نداد اما شیوۀ حکومت او، بازگشت به یک دیکتاتوری تمام‌عیار بود از هولناکترین اشکال آن در دورۀ تزاری.

ژوزف استالین در سال 1924 جای لنین را گرفت و در سال 1953 از جهان رفت. پس از مرگ وی، تغییراتی در نظام حکومتی شوروی به‌وجود آمد اما پرستش استالین به‌عنوان پدر خلق‌ها، رهبر زحمتکشان و رنجبران جهان، نابغۀ کبیر و القابی از این قبیل همچنان ادامه داشت. تنها پس از افشای جنایات استالین و پرده برداشتن از چهرۀ واقعی او در کنگرۀ بیستم حزب کمونیست (از 14 تا 25 فوریه 1956) بود که دوران استالین زدایی به‌معنای واقعی آغاز شد.

خروشچف در جلسه سری کنگره، پروندۀ استالین را گشود و طی سخنانی حیرت‌انگیز، او را چنین معرفی کرد: «استالین حاضر نبود طرف گفت و گوی خود را ـ هر کس که بود ـ با توضیحات دقیق و روشن متقاعد سازد. او خواهان سرسپردگی مطلق بود و عقایدش را بر دیگران تحمیل می‌کرد. هر کس که با برداشت‌های استالین مخالفت می‌کرد از مقام خود در عرصۀ رهبری حزب و مدیریت کشور حذف می‌شد و اگر بر مخالفتش پای می‌فشرد حکم نابودی خود را دریافت می‌داشت. بسیاری از انقلابیون صادق و صمیمی پس از سال 1934 قربانی استبداد استالین شدند. از آن به‌بعد بود که اختناق و سرکوب گسترده به‌صورت سیاست جاری حکومتی درآمد. قانون جای خود را به بی‌قانونی سپرد. در محاکمات استالینی تنها اقرار متهمان برای اثبات جرم آنها کافی بود آنهم اقاریری که به‌زور گرفته می‌شد. اکثر بازداشت‌شدگان از 1936 تا 1938 به هیچ وجه دشمن خلق یا جاسوس نبودند، بلکه کمونیست‌های مؤمن و شرافتمند بودند. در این دوران، هفتاد درصد اعضا و نامزدهای عضویت کمیتۀ مرکزی در سال 1934 بازداشت شدند. ناامنی، بدگمانی و بدبینی را استالین در تمام سطوح رایج ساخت، در نتیجه مفتریان و فرصت‌طلبان معرکه‌گردان شدند...»

به‌دنبال افشاگریهای خروشچف در کنگرۀ بیستم حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، این سؤال پیش آمد که استالین آیا یک بیمار روانی بوده است؟ تعدادی از روانشناسان در پاسخ این سؤال نظریاتی ابراز داشته‌اند. برخی با ارائۀ دلایلی بر اثبات بیماری روانی، کوشیده‌اند تا حدودی از مسؤولیت استالین در اعمال و رفتار او بکاهند ولی اکثر روانشناسان بر «پارانویا» که نوعی بیماری روانی ـ اما نه از نوع حادّ آن است ـ نظر داده‌اند.

پارانویا، طبق تعاریف روانپزشکی، نوعی بیماری روانی است که به شکل افکار هذیان‌گونه تظاهر می‌کند بی آن که شخص مبتلا به پارانویا لزوماً اراده و کنترل بر اعمالش را از دست بدهد. احساس خودمحوری، کینه‌توزی، غیر قابل معاشرت بودن، لجاجت و سماجت، نیاز بیش از حد به تسلط داشتن بر دیگران و تملق شنیدن، از آثار پارانویا است. مبتلایان به پارانویا نمی‌خواهند بپذیرند که کسی در بالا رفتن از نردبان قدرت کمکشان کرده است. به‌همین جهت نسبت به هرکس که نقشی در بالا بردنشان داشته و به کیفیتی خود را مدیون وی می‌دانند، عمیقاً کینه می‌ورزند.

تمام این مشخصات در رفتار و گفتار محمود احمدی‌نژاد مشهود است و به‌همین دلیل در تفسیر سیاسی «کیهان» آمده بود که او «استالینیسم اسلامی» را تدارک می‌بیند. اما نکته‌ای را در این میان نباید از نظر دور داشت: استالینیسم اسلامی را احمدی‌نژاد از مدتی پیش تدارک دیده است آن هم نه به‌تنهایی مانند استالین؛ بل با حمایت و تقویت مقام بالاتر، که او نیز به‌نوبۀ خود دچار پارانویاست. احمدی‌نژاد پا روی شانۀ «رهبر» گذاشته و با کمک اوست که پایه‌های استالینیسم اسلامی را محکم می‌کند.

تاریخ گواه آن است که فرصت‌طلبان وقتی از پله‌های قدرت بالا رفتند و به هدف رسیدند پلکان را با لگدی واژگون می‌سازند.

اضافه شده توسط عمو اروند | ۰:۰۹ ۸۸/۶/۱۸


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر