English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


اعلام جهاد علیه علوم انسانی
[نقد] کیهان لندن ـ شاهین فاطمی
آیا از مروجان جهل و خرافات جز دانش ستیزی و دانشجو‌کشی می‌توان انتظاری داشت؟ چه نیک گفته‌اند که «تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد» ولی این آقای خامنه‌ای گوشش به این حرفها بدهکار نیست و هرچه بیشتر می‌گوید بیشتر جهل و نادانیش را نشان می‌دهد.

هفتۀ گذشته در جلسه‌ای که با جمعی دستچین شده از استادان و دانشجویان دانشگاهها ترتیب داده بودند یکبار دیگر رهبر معظم دشمنی دیرینه‌اش را با دانشگاه و دانشجو به ثبوت رساند و با وارد شدن در معقولات و یاوه‌گوئی‌های نامربوط، عدم بضاعت علمی و فرهنگی‌اش بیش از پیش نمایان شد. در بخشی از گزارش سخنرانی جناب ایشان در کیهان تهران چنین می‌خوانیم: «بسیاری از علوم انسانی مبتنی بر فلسفه‌هائی است که مبانی آنها مادیگری (کذا) و بی‌اعتنائی به تعالیم الهی و اسلامی است و آموزش آن علوم موجب بی‌اعتمادی به تعالیم الهی و اسلامی می‌شود و آموزش این علوم انسانی در دانشگاهها منجر به ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی خواهد شد.»

آغاز «جنگ تهاجمی»

روز بعد همان روزنامه کیهان که نقش پا منبری آقا را ایفا می‌کند در تأیید فرمایشات ایشان در یادداشت روز تحت عنوان «عبور از نقش تدافعی به تهاجمی» همان مطالب را تکرار کرد و یادآور شد که «رهبر معظم انقلاب ضمن تبیین وظیفه اقشار مختلف به هنگام بروز حوادثی همچون حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری و جنگ نرمی که علیه نظام اسلامی تدارک دیده شده بود، دانشجویان را افسران جوان جبهه جنگ نرم و اساتید دانشگاهها را فرماندهان این جبهه خواندند.» در همین مقاله زمینه ذهنی را برای تعطیل موقت دانشگاهها با نقل قول از رهبر این چنین آماده می‌کنند: «همه مراقبت کنند در این مسائل سیاسی کوچک و حقیر کار علمی دانشگاهها و کلاسها و مراکز تحقیقاتی دچار آسیب نشود و هدف آشکار و مشخص دشمن برای اینکه حداقل مدتی دانشگاهها را به تعطیلی و تشنج و اختلال بکشاند محقق نگردد.» و سرانجام نویسنده مقاله کیهان کلام آخر را از قول رهبر چنین بیان می‌کند:

«...در بسیاری از مقاطع نقش ما در جنگ نرم دشمن، نقش تدافعی بوده است. فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری علاوه بر آنکه اساتید و دانشجویان را به اصل وجود جنگ توجه می‌دهد آنان را به یک «جنگ تهاجمی» و «حمله جدید» فرا می‌خواند.»

تناقض گوئی برای آقای خامنه‌ای و دیگر متصدیان نظام ‌مطلب تازه‌ای نیست. دانشگاهیان را برای جنگ و مبارزه علیه دانش و علوم انسانی دعوت می‌کنند. مسأله اصلی این حضرات با دانشگاه تازگی ندارد. پس از بر کرسی قدرت نشستن، اولین هجوم این نظام علیه دانشگاه صورت گرفت. دشمنی با دانشگاه و علم یکی از قدیمی‌ترین نشانه‌های واپسگرایی این جماعت است. از افتتاح دارالفنون گرفته تا گشایش دانشگاه تهران، هر بار که گامی در راه پیشبرد آگاهی جامعه در شرف تکوین بوده است این جماعت علم مخالفت برافراشته‌اند. اگر آقای خامنه‌ای قادر بود، آرزوی دیرینه خود و دیگر آخوندها را جامه عمل می‌پوشاند و دانشگاهها را با حوزه‌های «علمیه» جایگزین می‌ساخت. اما آنچه در مطالب اخیر آقای خامنه‌ای تازگی دارد مخالفت او با علوم انسانی است. وی می‌گوید چرا از میان سه میلیون و پانصد هزار دانشجو که در دانشگاههای ایران مشغول تحصیل هستند بیش از نیمی از آنها (دو میلیون) در علوم انسانی ثبت‌نام کرده‌اند و سپس می‌افزاید که در این دانشگاهها و دانشکده‌ها مطالبی آموزش داده می‌شود که موجب ایجاد شک و تردید در اعتقادات دینی دانشجویان خواهد شد.

آیا کسی به ایشان نگفته و نیاموخته‌است که پایه و اساس آنچه بشود آنرا علم خواند بر مبنای شک و تردید استوار است؟ کسی که در مورد آموختنی‌ها شک نداشته باشد و به قول ایشان از اعتماد و ایمان برخوردار باشد، در جامعه علمی جایی ندارد. ریچارد فاین مان برنده جائزه نوبل در کوانتم فیزیک (1965) در این مورد چنین می‌گوید:

«دانشمند تجربه‌های فراوانی در نادانی، شک و بی‌اعتمادی دارد و این کیفیت برای او بسیار ارزشمند است. به عقیده من زمانی که یک دانشمند پاسخی برای یک معما ندارد نادان است، زمانی که گمان می‌برد پاسخی یافته است، نامطمئن است و زمانی که کاملاً طمینان یافته است که به نتیجه رسیده است در شک و تردید بسر می‌برد. ما با تجربه به این نتیجه رسیده‌ایم که برای پیشرفت باید به نادانی خود معترف باشیم و همیشه جایی برای شک ذخیره کنیم. اطلاعات علمی عبارتست از مجموعه‌ای از «دانستنی‌های نامطمئن» اندکی از آنچه می‌دانیم بسیار غیر قابل اطمینان و پاره‌ای نسبتاً مطمئن اما هیچکدام از اطمینان مطلق برخوردار نیستند..... اگر ما همه چیز را در نظر بگیریم، نه تنها آنچه همه دانشمندان امروزی می‌دانند، نه تنها آنچه گذشتگان می‌دانستند، و آنچه ما می‌دانیم و آنها نمی‌دانستند، آنوقت به این نتیجه می‌رسیم که نمی‌دانیم!» گفته این دانشمند قرن بیستم همان سخن بوعلی سیناست بیش از هزار سال پیشتر از او:

تا بدانجا رسید دانش من ـ که بدانم همی که نادانم

اشکال دیگر رهبر معظم ناشی از عدم اطلاع ایشان در مورد رابطه علوم طبیعی و علوم انسانی است. وی گمان می‌کند که تنها مطالعه در علوم انسانی است که چشم و گوش جوانان را باز می‌کند و سبب می‌شود که در دام فریب دین‌فروشان نیفتند. شاید اگر ایشان اندکی از تاریخ و دیگر علوم انسانی بهره‌مند شده بود متوجه می‌شد که مشکل اصلی دین‌فروشان در غرب از علوم طبیعی آغاز شد. همان غربی که سرانجام دریافت که با محاکمه گالیله و آزار و شکنجه او نظم کهکشان به دلخواه کلیسا تغییر موضع نخواهد داد!

در غرب، مذهب و علم هر یک راه خود را در پیش گرفته‌اند و در نتیجه این احترام متقابل، امروزه هر دو موفقند. نه دیگر کسی دانشمندان را محاکمه و شکنجه می‌کند و نه دانشمندان وقت خود را صرف دین ستیزی می‌کنند. اما نباید فراموش کرد که این تفاهم متقابل از کلیسا آغاز شد. معتقدات دینی، همانگونه که در غرب مشاهده می‌کنیم، الزاماً با علم و دانش در تناقض نیستند. در یک جامعه متمدن هر یک از این دو جای خود را می‌شناسند و هر دو از احترام متقابل بر‌خوردارند. در واقع باید گفت آقای خامنه‌ای در مورد علوم انسانی دچار اشتباه بزرگی شده است. این علوم انسانی است که دانشمندان و پیروان علم مطلق را هشدار می‌دهد و آنها را از یکسو‌نگری بر حذر می‌دارد. علوم انسانی و به ویژه تاریخ هنر پر است از ستایش جنبه‌های فرهنگی مذاهب. این علوم انسانی است که در پرورش معنویات، ادبیات، شعر و هنر در جوانان موجب تلطیف روحیات آنان می‌شود. علوم طبیعی که آقای خامنه‌ای گمان می‌برد دانشجویان را از سیاست به دور نگاه می‌دارد اگر به تنهائی عرصه را در اختیار گیرد دیگر جائی برای فرهنگ که مذهب هم بخشی از آن است باقی نمی‌گذارد.

شاید بد نباشد جناب خامنه‌ای چند صباحی به این گونه مباحث بپردازد و پیش از آنکه فرمان جهاد علیه علوم انسانی را به مرحله اجرا درآورد برای شروع کار با خواندن مقاله معروف C.P.Snow در مورد «دو فرهنگ» که طی آن از بی‌خبری متقابل دانشمندان علوم طبیعی و علوم انسانی شکوه می‌کند شروع کند. (چه کنم که پس از یک عمر معلمی عادت شده است که خواندن را تجویز کنم حتی برای رهبر معظم!)

سی.پی.اسنو مقاله خود را که شکوه نامه‌ایست از بیخبری دو قبیله دانشمندان از عوالم یکدیگر، اینچنین آغاز می‌کند: «بسیار پیش آمده است که در نشست‌های معاریف فرهنگ و هنر شنیده‌ام که آنها تا چه حد از بی‌اطلاعی و کم فرهنگی دانشمندان علوم طبیعی انتقاد می‌کنند. چندین بار جرأت کرده‌ام از آنها سؤال کنم که چند نفرشان می‌توانند قانون دوم ترمودینامیک را توضیح دهند و یا در مورد قانون Entropy توضیح دهند. پاسخشان اعتراض‌آمیز اما منفی بوده است. در واقع آنچه من از آنها سؤال می‌کردم برای یک دانشمند علوم طبیعی بسیار ساده و پیش پا افتاده بود. مثل اینکه از کسی بپرسند آیا با هیچکدام از آثار شکسپیر آشنائی دارد؟ اگر از آنها سؤالهای ساده‌تری نظیر تعریف شتاب را هم می‌کردم احتمالاً پاسخ بهتری در انتظارم نبود.» این بی‌خبری متقابل حتی میان دانشمندان در غرب سالهاست مورد بحث است و از اینرو دانشگاهها بر تأکید‌متقابل در آموزش علوم طبیعی وعلوم انسانی در آموزش اصرار می‌ورزند.

در جهانی که حتی در کشورهای پیشرفته میان علوم این چنین فاصله‌ای ایجاد شده است و آنها عملاً در فکر چاره اندیشی هستند، آقای خامنه‌ای نگرانست که اگر دانشجویان ما در علوم انسانی متبحر شوند پایه‌های اعتقاد و ایمان آنها متزلزل خواهد شد. این چنین تصورات خطا در مورد نیازهای جامعه امروزی موجب شده است که کشورهای به اصطلاح اسلامی تا این حد از قافله تمدن و پیشرفت فاصله بگیرند. در حالیکه 57 کشور عضو سازمان کشورهای اسلامی مجموعاً قریب یک چهارم (22 درصد) جمعیت دنیا را در بر می‌گیرند سهم آنها از درآمد ملی جهانی تنها 6 درصد است. در هیچ یک از این کشورها به استثنای احتمالی ترکیه، دمکراسی واقعی ریشه‌دار نشده است و طبق آمار سازمان ملل متحد بیشترشان از کشورهای دیگر در مورد آموزش و پرورش، بهداشت و محیط زیست عقب مانده‌تر هستند. خوشبختانه با جهانی شدن ارتباطات در اکثر این کشورها از سوئی آثار و علائم ناخشنودی جوانان از وضع موجود به چشم می‌خورد و امااز سوی دیگر عوامل واپسگرا سعی می‌کنند با ترویج خرافات و بیگانه ستیزی بخشی از جوانان را به سوی بنیادگرایی سوق دهند.

سرنوشت ایران و دیگر کشورهای اسلامی در گرو نتیجه این رویارویی است. چه بسا که ایران پرچمدار رهائی دیگر ملت‌ها از قید اسارت دین‌فروشان شود و به سایر کشورهای اسلامی نشان دهد که برخلاف تبلیغات بنیادگراها بهره‌وری از علم و ایجاد جوامع آزاد، آباد و مرفه با مذهب هیچگونه تضاد بنیادی ندارد.

پاریس: 3 سپتامبر 20

اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۶:۲۳ ۸۸/۶/۲۴


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر