English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


تحلیل مهم نماز عید فطر و حضور هاشمی در این روز : نماز عید فطر و بازگشت پیروزمندانه مردودین! اشتراک‌گذاری
[اندیشه‌ی جنبش سبز] کاری از گروه تحلیل‌گران انقلاب سبز ـ اکنون رئیس دولت کودتا که می‌خواست «بت بزرگ» را بشکند، باید پاسخگوی هواداران شبه نظامی خود باشد وگر نه خود و حامی‌اش بازنده خواهند بود. شکاف در حاکمیت هنوز ترمیم نشده و بحران پایان نیافته است اما یکی از بزرگترین ادعاهای کودتاچیان پس گرفته شده است. این امر در سایه مقاومت سه ماهه و حضور مردم در روز قدس بوده است و مسلما تداوم این مقاومت، پیروزی های بزرگتری را به دنبال خواهد آورد. باید توجه داشت که خیزش سبز مردم و خونهایی که بر زمین ریخته شد، در اصل به خاطر حفظ یا تقویت موقعیت سیاسی هاشمی نبوده است، بلکه به خاطر رای مردم است که به سرقت رفته است. مسلما هر کس که از درون حاکمیت با این سرقت مقابله کند، صرف نظر از پست و موقعیتی که دارد، مورد ستایش عموم مردم خواهد بود، چرا که دفاع از حق و عدالت همیشه و از سوی هر کس، همیشه قابل ستایش است. اما جنبش یک اصل بنیادین دارد و آن رای و حق مردم است که هیچ شخصیتی (حتی رهبران جنبش) حق ندارند از آن صرف نظر کند. اگرچه، پس از روز قدس، صحنه جدیدی در سیاست ایران در حال شکل گرفتن است.

دو روز بعد از راهپیمایی روز قدس و در نماز عید فطر، مسائلی جدید و با لحنی جدید مطرح شد که در ماه های اخیر کم سابقه بود. رهبر نظام خواستار وحدت و همدلی شد و بر لزوم پایان دادن به فضای سوء ظن در جامعه تاکید کرد. او همچنین، با لحنی که ملایم توصیف شده است، و پس از گذشت چند ماه از آغاز به کار دادگاه های نمایشی، از بخشی از اعترافات مطرح شده در آن دادگاه ها انتقاد کرد. در این مقاله، به تحلیل و بررسی این رویداد و تاثیر آن بر سیر حرکت جنبش سبز، می پردازیم.

در بحران سیاسی پس از انتخابات، شورای نگهبان و قوه قضائیه و برخی دیگر از نهادهای زیر نظر رهبری، همچون آلت فعل و جاده صاف کن برای یک جناح سیاسی خاص عمل کردند و از منزلت ملی و فراجناحی خود، خارج شدند. بنا براین، زمانی که به صورت گزینشی از برخی عملکردهای این نهادها انتقاد میشود، خطاب سخن با عموم مردم و تمام گرایشهای سیاسی قانونی فعال در جامعه نیست. بلکه بیشتر شبیه به تغییر روش و رویکرد ستادی یک جناح است. بنا براین نمیتوان مدعی شد که لحن رهبری نسبت به مخالفان ملایم تر شده است، چرا که از ابتدا برنامه اتهام زنی به هاشمی، اعتراف گیری و برپا کردن دادگاه های غیر قانون و اعمال شکنجه و ضرب و شتم با اطلاع و رضایت رهبری صورت گرفته است. در واقع باید چنین نتیجه گرفت که روشی که برای حذف و تخریب انتخاب شده بود، ناکارآمد جلوه کرد و مدیریت مجموعه تصمیم گرفت که تغییراتی در آن اعمال کند، اما چنین وانمود میکند که انگار به مردم لطف شده است. کسی که چند ماه در برابر این دادگاه ها و نحوه اعتراف گیریها سکوت کرده بود، مسلما منتظر کسب نتیجه خاصی بود اما وقتی دستیابی به این نتیجه امکانپذیر نشد، در واقع وادار به عقب نشینی شد.


جناح کودتا بر این گمان بود که میتواند در یک حرکت غافلگیرانه، اصلاح طلبان و آزادی خواهان را حذف (مات) و میانه روهایی مثل هاشمی را با تهدید و اتهام زنی ساکت (کیش) کند. اما حضور و فعالیت جنبش سبز، مانع از این امر شد. پس از روز قدس، احتمالا جناح کودتا به این نتیجه رسیده است که بدون کمک هاشمی یا دست کم سکوت وی، قادر به حذف و سرکوب رهبران جنبش سبز نیست. از این رو به دنبال سازش مقطعی با هاشمی است و پس از ماه ها اتهام زنی و تهدید، دعوت به اتحاد میکند و از دلجویی و عدم سوء ظن دم میزند. اما در حقیقت، او امروز مجبور شد اتهاماتی را که عواملش به هاشمی نسبت میدادند، پس بگیرد و به همین دلیل دادگاه های غیر قانونی، اعترافات غیرقانونی، و عملکرد غیر قانونی سپاه، بسیج و صدا و سیما هم فقط و فقط زمانی متوقف میشوند که مجبور به این کار شوند. دعوت به اتحاد و همدلی، بسیار زیبا و اخلاقی است، اما در هر شرایطی نمیتوان دعوت به همدلی کرد. وقتی یک گروه یا جناح سیاسی – نظامی، با تهدید، سرکوب، تحقیر، آدم ربایی، تجاوز و شکنجه به هدف خود نمیرسد و پس از سه ماه سرکوب مداوم، در چند شهر بزرگ کشور از میلیونها نفر تو دهنی میخورد، دیگر مجاز نیست که خواستار اتحاد شود. هر بازی قواعد خاص خودش را دارد که باید رعایت شوند؛ طرف پیروز میتواند دعوت به اتحاد بکند نه بازنده. بازنده فقط این حق را دارد که باز هم به بازی ادامه دهد، نه چیز دیگر! اما طرف پیروز میتواند از موضع قدرت، دم از اتحاد و همدلی بزند. هاشمی در خطبه های نماز جمعه و سایر سخنان خود، عدم مشروعیت دولت مورد علاقه رهبری را به صراحت، اعلام کرد و در هیچ یک از مراسم تحلیف و تنفیذ شرکت نکرد، چرا که در موضعی ضعیف و متزلزل قرار گرفته و با لحنی تهدید آمیز و متکبرانه، «مردود» نام گرفته بود. اما در راهپیمایی قدس و نماز عید فطر، با هوشمندی و فرصت شناسی حضور یافت و موقعیت برتر خود را به رخ حریف کشید. این وقایع، برای شخص هاشمی، یک پیروزی محسوب میشود.

اما باید یادآوری کرد که این تحولات لزوما به زیان جنبش سبز نیست. در واقع تا این جای کار، یک شخصیت منتقد حاکمیت و مخالف نظامیان، بدون تغییر مواضع، حضور خود را بر حاکمیت تحمیل کرده و میتواند از جایگاهی مستحکم تر به دفاع از حقوق مردم بپردازد یا دست کم موانعی در برابر کودتا چیان ایجاد کند. کسی که قرار بود خود و خانواده اش توسط رئیس دولت کودتا، به دار مجازات سپرده شود، اکنون پیروزمندانه در صف اول نماز عید فطر حاضر میشود و از تریبون مورد حمایت قرار میگیرد. این میتواند یک پیروزی برای جنبش سبز محسوب شود، زیرا اکنون رئیس دولت کودتا که میخواست «بت بزرگ» را بشکند، باید پاسخگوی هواداران شبه نظامی خود باشد وگرنه خود و حامی اش بازنده خواهند بود. شکاف در حاکمیت هنوز ترمیم نشده و بحران پایان نیافته است اما یکی از بزرگترین ادعاهای کودتاچیان پس گرفته شده است. این امر در سایه مقاومت سه ماهه و حضور مردم در روز قدس بوده است و مسلما تداوم این مقاومت، پیروزی های بزرگتری را به دنبال خواهد آورد. باید توجه داشت که خیزش سبز مردم و خونهایی که بر زمین ریخته شد، در اصل به خاطر حفظ یا تقویت موقعیت سیاسی هاشمی نبوده است، بلکه به خاطر رای مردم است که به سرقت رفته است. مسلما هر کس که از درون حاکمیت با این سرقت مقابله کند، صرف نظر از پست و موقعیتی که دارد، مورد ستایش عموم مردم خواهد بود، چرا که دفاع از حق و عدالت همیشه و از سوی هر کس، همیشه قابل ستایش است. اما جنبش یک اصل بنیادین دارد و آن رای و حق مردم است که هیچ شخصیتی (حتی رهبران جنبش) حق ندارند از آن صرف نظر کند. اگرچه، پس از روز قدس، صحنه جدیدی در سیاست ایران در حال شکل گرفتن است.


پس از پایان انتخابات 22 خرداد، تجاوزی برنامه ریزی شده و همه جانبه به حقوق سیاسی و مدنی مردم صورت گرفت. مردم و شخصیت های مورد احترام آنان، فریب خورده، ساده لوح، عامل دشمن، برپا کننده اردوی خیابانی، عامل انقلاب مخملی، مهمل گو، کاریکاتور و مردود نامیده شدند. حاکمیت پس از تحقیر مردم، با تمام نیروی رسانه ای، نظامی و قضایی خود، حمله ای مغول وار و وحشیانه به موجودیت جامعه انجام داد و تجاوز سیاسی خود را با تجاوز به جان و مال و ناموس مردم تکمیل کرد. اما پس از سه ماه مقاومت دلیرانه و بی نظیر، اکنون یک معادله جدید شکل گرفته است که با ادعای رفع سوء ظن و نمایش وحدت نمیتوان آن را برهم زد. در این معادله، رابطه جدیدی میان دولت و جامعه به وجود آمده است. اکنون دولت و جامعه، هریک رسانه ها، تشکیلات، شبکه ها و رهبران خود را دارند و حوزه ها و خطوط قرمز خود را علامت گذاری کرده اند. میتوان گفت تهاجم دولت به جامعه شکست خورده است، اما جامعه هنوز پیروز نشده است. این وضعیت نمیتواند پایدار بماند، چرا که دولت باید از متن جامعه برآمده باشد و در برابر آن پاسخگو باشد وگرنه چیزی جز یک ساختار موهوم یا یک نیروی متجاوز نخواهد بود. حاکمیت تقسیم ناپذیر است و نمیتوان دو رئیس جمهور داشت که یکی نماینده حاکمیت ملت و دیگری نماینده حاکمیت یک محفل فقهی یا نظامی باشد. بنا براین از امروز خطوط جبهه واضح تر شده است و اگر چه وضعیت جنگی حاکم نیست، اما هیچ تضمینی برای صلح (عدم تجاوز) به دست نیامده است و هر یک از طرفین در حال ترمیم خود و یارگیری هستند. رویارویی نهایی دیر یا زود، فرا خواهد رسید. فعلا جبهه مقابل ملت، در موضع ضعف قرار گرفته و دست به عقب نشینی تاکتیکی زده است، شاید دلیل این امر، درگیری دولت کودتا در جبهه های خارجی و بین المللی باشد، اما به هر حال، به محض این که فرصت و توان لازم را به دست آورد، باز خواهد گشت؛ آیا ملت باز هم غافلگیر خواهد شد؟

اضافه شده توسط عمو اروند | ۲۲:۰۹ ۸۸/۶/۲۹


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر