| وبلاگ بهتر است یا بلاگ؟ | ||
| [ادبیات] ـ در این زمانهی "ز گهواره تا گور چارنعل بدو"، شتاب سرریز شدن واژه و ترم (=اصطلاح) تازه از زبان انگلیسی جهانگیر(="گلوبال") به قلمرو کوچک و کمتوان زبان فارسی چنان تند است که فرصت اندیشیدن نمیدهد. این شتاب، همراه با میل به آسانگیری بر خود از یک سو و بیکانونی و درندشتی فضای اینترنت از سوی دیگر، ما را به شلختگی زبانی بیش و بیشتر میکشاند. یکی واژه یا ترم تازه را به فارسی برمیگرداند؛ دیگری آن را همانگونه که در انگلیسی هست، به کار میگیرد؛ و سومی انگلیسی و فارسی را به هم میآمیزد. هر سه هم هرچه میکنند، به پسند خود میکنند و کاری به این که دیگری چه میکند، ندارند. نتیجه این که برای یک معنی و مفهوم مشخص چندین و چند واژه یا ترم پیدا میشود که برخیشان هم نادرست است. داشتن چند واژه برای یک چیز و یا یک مفهوم در یک زبان به خودی خود نه تنها ایرادی ندارد، که گاهی نشانهی پرباری آن زبان و شکوفایی فرهنگ آن هم هست. اما این گمان همیشه درست نیست. فرآوردههای جهان فناوری برتر (="های تک") و واژههای در پیوند با آنها را ما نمیسازیم. سیل این فرآوردهها به سوی ما که مصرفکنندهایم، روان است و ناگزیریم در کمترین زمان بهترین کاربست آنها را بیابیم تا از قافلهی تمدن پس نمانیم. این ناگزیری نیازمند آن است که زبان فارسی، دست کم در پهنهی رسانهای، زبانی رسا و روشمند باشد، و یا بشود، تا روند رسیدن پیام از پیامدهنده به پیامگیر همواربماند. یکی از بایستهای رسیدن به چنین زبانی رفتار درست با واژهیابیست. شاید گروهی بگویند که واژهسازی کار فرهنگستان و یا زباندانان است. اگر هم چنین باشد، دراین روز و روزگار فرهنگستان و زباندانان نمیتوانند به تمامی پاسخگوی این نیاز باشند. از این گذشته، حالا که به هر سبب دور دور رسانههای کامپیوتری (=آنلاین) است، کار واژهیابی خواهی نخواهی بیشتر بر دوش کسانیست که در این گستره مینویسند. این گروه اگر دل در گرو تداوم کار خود دارند، ناگزیرند که، دست کم به یک معنی، حرفهای بشوند و روشمندی در کار نوشتن برای رسانهها را بپذیرند و بیاموزند. واژهیابی درست ما را برآن میدارد که از نایکدستی و چندگونگی آن دسته از ترمهایی که خاستگاهشان بیرون از خطهی فرهنگ ایران و زبان فارسیست، بپرهیزیم. از زمرهی ترمهای نامبرده، یکی هم "وبلاگ" است که میتواند همچون نمونهای برای اندکی باریکبینی در روند واژهیابی به کار آید. هم "وبلاگ" و هم واژهی همسان (=مترادف) آن در انگلیسی، یعنی "بلاگ"، به روال وامگیری کامل، به فارسی راه یافتهاند. درهمین حال "تارنگار" و "تارنوشت" و "تارنگاشت" را هم داریم که هرسه هم روان و خوش آهنگ و هم سره و سادهاند. از این سه، اما، "تارنگار" که اتفاقاً فراگیرترست، گزینهایست که در برساختن آن دقت نشده است. واژهی ترکیبی"تارنگار" نشانگر کسیست که تار (="وب") مینویسد؛ چرا که پسوند "نگار" بیانگر کنندهی کار (=فاعل) است و نمونهاش را در "روزنامهنگار" و "خبرنگار" میبینیم. برای آنچه که برآمده از کار نگاشتن یا نوشتن است، میبایست پسوند "نگاشت" و یا "نوشت" را به کار برد. به گمان من بهتر آن است که به جای پافشاری در فارسیگردانی همیشه و درهرحال، واژهی سادهی "وب" را از انگلیسی وام بگیریم و بنابر آیین واژهسازی با آن همیشه و درهرحال فارسی رفتار کنیم و بر پایهی زبان فارسی از آن واژههای ترکیبی بسازیم. چنین گمانی ما را به واژهی "وبنوشت" و "وبنگاشت" میرساند. اما گویا، شتابگری و آسانجویی و گرایش روزافزون به واژههای انگلیسی دست به دست هم دادهاند تا "وبلاگ" و "بلاگ" -- دست کم در نوشتار اینترنتی -- بیش از برابرهای فارسی و یا نیمهفارسی خود به کار روند. روی هم رفته ما زمانی واژهای را از یک زبان بیگانه -- در اینجا انگلیسی -- وام میگیریم که یا یافتن برابرنهاد فارسی برای آن آسان نباشد، یا برابرنهادهای پیشنهادی همیشه و همهجا بهترین گزینه نباشند. در این حال باید سنجه (=معیار)هایی را به کار بگیریم: از جمله این که آن واژه باید با دستگاه آوایی زبان فارسی و عادتهای زبانی فارسیزبانان همخوانی داشته باشد؛ و نیز بتواند در فرآیندهای آتی واژهسازی، یعنی مشتقسازی و ترکیب، به کار برود. بر این روال اگر به هر سبب دوست داریم "تارنگاشت" و یا "تارنوشت" به کار نبریم، بهتر آن است که در گزینش میان "وبلاگ" و "بلاگ" سنجههای نامبرده را نادیده نگیریم. واژهی "وبلاگ"، گرچه ساده (=بسیط) نیست، گزینش مناسبیست؛ چرا که خوانندهی فارسی زبان میتواند آن را همانگونه تلفظ کند که در انگلیسی تلفظ میشود. ایراد "بلاگ" این است که فارسیزبان در تلقظ آن میان "ب" و "ل" ( یعنی دو صامت)، یک مصوت ( یعنی زیر) میگذارد؛ در حالی که در انگلیسی بین این دو صامت حرف صداداری نیست. به بیان دیگر انگلیسی واژههایی دارد که با دو صامت پی درپی آغاز میشوند؛ اما چون در فارسی چنین قاعدهای نیست، بهتر است این دسته از واژهها را وام نگرفت. در گذشته البته چنین چیزی، به هر سبب، رخ داده و واژههایی چون "پلاستیک"، "کلاسیک"، "کلاس"، "کلینیک"، و "پلات" وارد زبان فارسی شدهاند. اما در گذشته شاید میشد استدلال کرد که همین جور دیگر تلفظ کردن هم بخشی از روند "خودیسازی" واژهی بیگانهتبار است. به گمانم حالا که همه اهل دهکدهی جهانی شدیم و رفت و آمدها و نشست و برخاستها رسم روز شده، رواج تلفظ ناسرهی یک واژهی انگلیسی در میان فارسیزبانان روا نیست. این به کنار، وقتی ما "وبلاگ" را به کار میبریم، دیگر چه نیازی به "بلاگ" داریم؟ ترکیب با "وبلاگ" رواج چشمگیری داشته و در کنار "وبلاگنویسی" و "وبلاگخوانی" و مانند اینها، واژهی "وبلاگستان" هم ساخته شده که ما را از "بلاگستان" بینیاز میکند. همچنین اگر بپذیریم که رفتار درست با واژهی وامگرفته آن است که آن واژه را خودی بدانیم و با آن واژههای ترکیبی و اشتقاقی بسازیم، باید از به کار بردن "بلاگر" -- که ایرادش دوبرابر است -- خودداری کنیم و به جای آن "وبلاگنویس" را به کار ببریم . منبع |
||
|
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |