| رقصی چنان: به یاد دکتر گلزاده | ||
| [یادواره] خودنویس - ۱۵دی ۱۳۸۸ میهن ایرانی خبر ساده بود. علی گلزاده غفوری درگذشت. اندیشههای مترقی دینی، بزرگواری، تواضع، و نوع نگاه و نقد دکتر گلزاده از ویژگیهای او بود. کسی که هیچ گاه اندیشه و وجودش را به قدرت نفروخت. در آیین گلزاده همه خداپرست بودند. او را در دین، میشد یک عارف عمیق دانست. او نمونهای از نفی خشونت بود. او دانایی، تفکر و قلم را جایگزین اسلحه میدانست. خبر ساده بود. علی گلزاده غفوری درگذشت. آیتاللهی که دهههایی بود که دیگر لباس روحانیت را به خواسته خود به تن نمیکرد. گلزاده در دهه بیست سالگیاش اجتهاد را از آیت الله العظمی بروجردی دریافت کرد. هیچ گاه اما به دنبال مقلدین نگشت، و به جایش همواره متفکرینی با او سیر کردند. او سپس به فرانسه رفت و در بهترین دانشگاه دکترای حقوقش را دریافت کرد. او به عنوان یک چهره خلاق در میان روشنفکران دینی شناخته میشود. او یکی از مبدعان و معلمان مدرسه علوی بود و به همراه باهنر و بهشتی در شکل گیری این مدرسه تاثیر مهمی داشت که در سیاسی کردن فضای تفکر دانش آموزان این مدرسه مذهبی نقش ویژه داشتهاند. هر چند بعدا راهشان جدا شد. این مدرسه با ورود خمینی در سال ٥٧ به خبرها وارد شد. بعدها بسیاری از مدیران جمهوری اسلامی در جناحهای محافظه کار و اصلاح طلب و موافقان و مخالفان موثر نظام از دانش آموزان گذشته آن بودند. دکتر گلزاده پس از انقلاب، عضو خبرگان و مجلس شد و با رای مردم پس از آیت الله طالقانی نفر دوم از تهران بود. اما پس از مخالفتهای این دو با طرح ولایت فقیه و فرماندهی کل قوا، هر کدام به سرنوشتی دچار شدند. طالقانی پس از انتقاداز منسوبان نظام و سیاستها درنمازجمعه تهران، با مرگی مشکوک درگذشت. گلزاده اما فرزندانش زندانی، و دو پسرش در سال ٦٠ اعدام شدند. قبر فرزندانش را تخریب کرده بودند که بر روی آنها نوشته بود: الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم. او دو عضو دیگر خانواده یعنی دختر و دامادش را هم در اعدامهای سال ٦٧ از دست داد. سپس کنج عزلت گزید و مدت نسبتا طولانیی را به خودسازی مجدد اختصاص داد. پس از این بازگشت عمیق به خویشتن بود که یکی از شاگردانش کتابی را در وصف او با نام دانه های تسبیح نوشت که چون به نام او در کتاب اشاره ای نشده بود، منتشر شد. گلزاده پس از این هم متفکر، با استقامت، و روشنفکر ماند. اندیشههای مترقی دینی، بزرگواری، تواضع، و نوع نگاه و نقد از ویژگیهای او بود. کسی که هیچ گاه اندیشه و وجودش را به قدرت نفروخت و با خشوعش، همواره از بت شدن دوری کرد. او بدون شک یکی از مبدعان افکار مترقی در میان روشنفکران دینی بوده است. سخت است که با او برخورد داشتید، اما او را یکی از تاثیرگذاران بر اندیشه های عمیق زندگیتان ندانید. بسیاری از کسانی که اکنون یا در گذشته به عنوان تولید کننده اندیشه های تاثیرگذار در ایران هستند، مستقیم یا غیر مستقیم از او بهره بردهاند. خیلی از آنها، در جمعهای خصوصی به شاگردی دکتر گلزاده اشاره میکنند. هر چند هم به جبر سانسورها و هم به سبب آن که او خود آدمی نبود که علاقمند به نمایش افکارش باشد، در بعضی مصرف کنندگان فکر، آنقدرها شناخته شده نبود. او را در دین، میشد یک عارف عمیق دانست. در آیین گلزاده همه خداپرست بودند. خدای مهربان او جایی برای همه داشت، چه او را بپرستند و چه نه. خدای گلزاده آشنای همه بود، هر چند هر کسی از ظن خود یارش شده بود. برای مسلمانان و عقب ماندگیشان نگران بود و نگران بنیادگرایان و تندروها بود. گلزاده در سیاست هم از تندروی دوری میگزید. همان قدر با پاسداران و روحانیان قدرت فاصله داشت که با امثال رجوی که همواره بر این تاکید داشت. او حتی شکوه از همراهانی که پس از انقلاب و با قدرت تغییر کردند، نمیکرد. او نمونهای برای نفی خشونت بود. با اعدام مخالف بود. او دانایی، تفکر و قلم را جایگزین اسلحه میدانست. این شعر مولانا که بسیار دوست می داشت، یادواره پرواز آزادیش است: یک دست جام باده و یک دست زلف یار رقصی چنان میانه میدانم آرزوست منبع خبر پینوشت چهار سال افتخار همکلاسی با او را داشتم. یکسالش پهلو به پهلو و در کنار هم مینشستیم. در آغاز او را نمیشناختم و چون عمامههم بسر داشت، گر.دش نمیگشتم. بین ما رابطهی دوستیای نبود. در یکی از جلسههای درس حقوق اساسی، در سال اول، از استاد، دکتر محمد حسین علی آبادی سوالی کرد، در حقیقت ایرادی از او گرفت. استاد به پر قبایش برخورد و با لحنی ناخوشایند که شیوهی او بود آز گلزاده پرسید: تو کیستی؟ گلزاده، آرام اسمش را گفت. استاد با همان لحن ناخوشایند ادامه داد، خوب! کارت چیست؟ دکتر گلزاده پاسخ داد: همان کاری که شمادر اینجا میکنید، من در دانشکدهی دیگر انجام میدهم. علیابادی که ما جوانها دیوانهاش مینامیدیم، ساکت شد. و از آن به بعد بود که او را شناختم و هرجا کم میآوردم باو مراجعه میکردم تا مشکلم را حل کند. چه مرد نازنیی بود! افتاده حال و پَر! مصداق کامل بیان استاد سخن سعدیّ تواضـــع کنــــــد هوشمنـــــد گـــــزیـــن نهـــــد شـــاخ پــــر میــــوه بـــر زمـــین عمو اروند |
||
|
| بلاگنیوز |
|
صفحه اصلی تیتــر اخبــار آرشـــیوهـــا تمـاس با مـا انجمن بلاگنیوز دربــــاره بلاگنیوز اساسنامه بلاگنیوز راهنمايی همکاران دعوت به همکاری ورود همکاران سخن سردبیر آمار RSS |
| آگهی شما در بلاگنیوز |
|
پشتیبانی مالی |
| پيشنهاد بلاگنيوز |
|
دوستان بلاگنيوز وبلاگهای به روز شده پرشین بلاگرز بالاترین سایکو |
| آخرين اخبار سايتها |
|
روزنامههای ايران تابناک بالاترین بیبیسی فارسی پارسيک روز آنلاین گویا هفتان وبلاگهای به روز شده |
| جستجو در اخبار |
| کد لوگوی بلاگنيوز |
|
|
| سی مراجعه آخر |
|
... ادامه همراهان بلاگنيوز |
| Copyright |
|
Copyright © 2005 Blog News. All rights reserved. Designed by 1saeed.com. |