English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


به بهانه‌ی «دُرفشانی های» سردارنقدی در کیهان «شعبان بی‌مخ کلامی»
[اخبار و مقالات رسیده به بلاگ‌نیوز] نامه‌ی یک خواننده - وقتی در اوایل سال ۱۳۵۷ حرکت‌های مردمی، آهنگ تندتری به خودگرفته بود، کسی گمان نمی بُرد که رژیم شاه که ژاندارم منطقه نامیده می‌شد، ده، دوازده ماه بعد، مضمحل شود. رژیم شاه شفاف نبود. به مردم دروغ می‌گفت. در زندان‌ها، مخالفان خویش را شکنجه می‌کرد و می‌کشت. آن‌ها را تروریست می‌خواند. شاه می‌گفت ما زندانی سیاسی نداریم. آن‌ها یک مشت خرابکارند. درباریان و اعوان و انصار شاه در فساد و دزدی غوطه‌ور بودند. شاه مظهر نخوت بود. رابطه‌ی او با مردم و درد آنان به کلی قطع شده‌بود.

اما باوجود همه‌ی این‌ها، شاه می‌گفت:
به من و رژیم من و دزدی‌های کلان اطرافیان من کاری نداشته‌باشید اما در عوض هرکاری که دوست دارید، چه اخلاقی و چه غیر احلاقی انجام‌دهید!
اما مردم، دیگر آن حکومت را نخواستند. آن حکومت سرانجام پلاسید و راهی زباله‌دان‌شد. اما از زباله‌دانی دیگر، نیروهایی فراجوشیدند که نه باور به عدالت داشتند و نه باور به دین و نه باور به باورهای خویش. آنان وقتی برسر کارآمدند، گفتند به ما و دزدی‌ها و جنایت‌ها و کلاشی‌های ما کاری نداشته‌باشید اما خودتان نیز حق ندارید در خانه و کاشانه‌ی خود، در محل کار، در خیابان و یاهرجای دیگر، کاری بر خلاف آن موازینی که ما تعیین می‌کنیم، انجام دهید. این دیگر نوبرانه بود. در هیچ کجای دنیا، حتی در عهد تیمور و مغول، حتی در قرون وسطی، رژیمی برسر کار نیامده بود که اصلاً برای نفس کشیدن آدم‌ها نیز مقرارات خاص خویش را وضع کرده باشد. رژیم دیکتاتوری ایران توانست سی سال بر بستر بحران و خشونت و خستگی آن نسل قبلی از حضور در خیابان ها بر گرده‌ی مردم سوار شود. اما جوانان امروز سبزکام که دنیا را از نگاه احترام به باورهای هر انسان به انسان دیگر می‌بینند، حاضر نیستند آن همه تحقیر را تحمل کنند. سران رژیم کودتایی امروز، با نوکران هتاک و دروغگویی مانند حسین شریعتمداری، این شعبان بی‌مخ کلامی ایران و همه‌ی ژنرال‌های شکنجه‌گرش وقتی که از سوی مردم دستگیر شوند، لازم است با احترام و برخورد انسانی، همه‌ی اطلاعاتشان گرفته‌شود تا نسل‌های آینده بدانند که چه جُرثومه‌هایی بر این و آب و خاک فرمان رانده‌اند. گذشته از آن، باید آنان را در دادگاه های علنی محاکه‌کرد و پس از محکومیتشان، آنان را باید در زندان‌های «انسانی» نگاه داشت. حتی روزنامه و تلویزیون هم باید در اختیارشان قرارداد تا بفهمند که می‌شود شکنجه‌گر بود اما پس از دستگیری شکنجه نشد. می‌شود آدمکش بود اما پس از به دام مردم افتادن، اعدام نشد.
شمارش معکوس رژیم کودتا، هرلحظه تندو تندتر می شود. همین عصبیت و هراس از سقوط نه چندان دور است که آنان را تا آن حد به جنون کشانده‌است که سردار نقدی در مصاحبه با کیهان شعبان بی‌مخ کلامی، مخالفان ولایت فقیه را این‌گونه به توصیف کشیده‌است:«کسانی که با ولایت فقیه مخالفت می‌کنند یا فساد اخلاقی دارند یا فساد مالی و یا آلوده به موادمخدر هستند و بسیار بسیار به ندرت پیدا می‌شود کسی که چنین مخالفت‌هایی را داشته باشد و در زندگی شخصی‌اش سالم باشد که همانطور که گفتم، این بسیار نادر است.»

اضافه شده توسط عمو اروند | ۱۶:۵۴ ۸۸/۱۰/۱۶


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر