Blog News (فارسی)
English | Deutsch | Français | Italiano | Español | Dansk | Svenska | فارسی


قلب من برای آنجا می‌تپد/ بخش دوم
[سفرنامه] اکتبر ۲۰۰۸ / پنج روز به آغاز سفر

نوشته‌ی خزر فاطمی
برگردان مجمد افراسیابی
دیشب اولین کابوس مسافرت به سراغم آمده بود، کابوسی نه چندان وحشتناک اما خسته‌کننده. کابوس سه بخش جداگانه داشت و هر بخشی خسته‌کننده‌تر از بخش پیشین‌اش بود.
بخش یکم . در فرودگاه آرلاندا، استکهلم بودیم. بار و بنه خودمان را هم تحویل داده‌بودیم. اما انگار من لوازم مورد نیازم را برنداشته‌بودم. برنامه‌های کاری‌ام اشتباهی تنظیم شده بود. همه چیز اشتباه بود. هواپیمایی که قرار بود بود ما را به مقصد برساید بیشتر شبیه یک اسباب‌بازی بود تا یک هواپیمای واقعی. گنجایش بیش از ده نفر مسافر را نداشت. اگر چه این حادثه مرا غمگین کرده بود ولی ترسی در دل نداشتم. به این ور و آن‌ور می‌دویدم و از این و آن سراغ قرص ضد استفراغ می‌گرفتم


اضافه شده توسط عمو اروند | ۲۲:۲۹ ۹۰/۹/۲۴


ارسال نظر برای تمامی بازديدکنندگان، بدون ثبت نام آزاد است.
نام:
ايميل يا آدرس وبلاگ: (لطفاً فقط يکی را وارد کنيد)
شکلک: smile wink wassat tongue laughing sad angry crying biggrin blink ninja unsure 
پيام:
مشخصات من را نگه دار | مشخصات من را از یاد ببر